اتفاقیکسی که اغلب کمک میخواد، اما بیشتر کمک میکنهدلم برای زنم تنگ شدهقفسهی سینهم تیر میکشه و درد میکنه. همهی پرستارهای بیمارستان ما خانم هستن. دکتر گفت نوار قلب بگیرم، اما روم نشد بگم اونا برام انجامش بدن. نفسم سنگین شده. دلم برای زنم تنگ شده.شاید بگین چرا میگی زنم و نمیگی خانمم؟ چون نمیخوام با خودم تعارف داشته باشم. زنم گفتن، از روی صمیمیته و بیاحترامی نیست. پس دلم برای زنم تنگ شده.داره برف میاد. هر جوری فکر میکنم شرایط خیلی افتضاحی هم ندارم، ولی این شدت از اضطراب رو منطقی نمیدونم.
برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1405 ساعت: 8:39
اتفاقیکسی که اغلب کمک میخواد، اما بیشتر کمک میکنهچرک کف دست ندارین بهم قرض بدین؟کاشکی یکی یه پول خیلی زیاد بهم بده.ترامپ طوری رفتار میکنه انگار مسخرهی پدرشیم. کاری که کرد، آدم رو یاد جنگ سال ۵۹ تا ۶۷ میاندازه. حالا شاید بگین ربطی نداره.چند وقت پیش توی یه کتابی خاطرات آشپز خصوصی صدام رو میخوندم. گویا یه بار همراه صدام میبرنش تو دل جنگ که برای صدام غذا درست کنه. میگه ایرانیا یههو عملیات میکنن و همه فرار میکنن.در توصیف حملهی ایرانیا (نقل به مضمون) میگه: ایرانیا خشمگینانه و بیمحابا حمل
برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1405 ساعت: 8:39
اتفاقیکسی که اغلب کمک میخواد، اما بیشتر کمک میکنهچیز مهمی ننوشتمچارهش فقط مردنه. من آدم ناله کردن نیستم. ولی واقعاً اگه بمیرم صلاحه. توی سیویکوخردهای سال زندگی، حالا حس میکنم که چارهش فقط مردنه. من نمیتونم دنیا رو بیخیال بشم. نمیتونم بزنم به خلبازی و ول کنم همه چی رو. کاش میتونستم. من تکتک کلماتی که میشنوم برام مهمه و این منو به یه آدم منزوی تبدیل کرده که ترجیح میده حرف نزنه که یه وقت به کسی برنخوره. حالا شاید بگین خب چیز مهمی نیست.اول اینکه ممکنه برای شما چیز مهمی نباشه.دوم اینک
برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1405 ساعت: 8:39


خدایا
چرا مثلاً هفتاد سال عمر اعصابخردکن میدی، به جاش سی سال عمر خوشگل و پر از کیف نمیدی؟ فازت چیه؟
برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1405 ساعت: 8:39